خرید بک لینک

تو کار خانه را انجام می دهی
و من
زنانگی ات را تماشا می کنم ...
و
تنها یک گلدان بین ماست
پس چرا من دو گل می بینم ...!؟

برچسب: نویسنده: فاطمه رستگار تاريخ: جمعه 6 اسفند 1395 ساعت: 16:44

این روزها
بیشتر به این پی می برم
که
درس و مشق! همه وقت گیرند ...
و همه چی در عشق
خلاصه می شود و بس ... :)

برچسب: نویسنده: فاطمه رستگار تاريخ: جمعه 6 اسفند 1395 ساعت: 16:44

صفحه صفحه ذهنم را ورق میزدم
تا رسیدم به نام زیبایت
خواستم ورق را پاره کنم
اما نشد
چکنم که نام تو آنجا حک شده بود
دلم نیامد!

برچسب: نویسنده: فاطمه رستگار تاريخ: جمعه 6 اسفند 1395 ساعت: 16:44

قسمت اینه
من و تو به هم نخواهیم رسید!
درست مثل کوه ها
که هیچوقت بهم نمی رسند ...

برچسب: نویسنده: فاطمه رستگار تاريخ: جمعه 6 اسفند 1395 ساعت: 16:44

کاش
دنیا رو سیل بگیره
اما قطره اشکی
از چشم کسی سرازیر نشه ...

برچسب: نویسنده: فاطمه رستگار تاريخ: جمعه 6 اسفند 1395 ساعت: 16:44

زندگی
مثل یک خواب می مونه
خواب
وقتی به کابوس تبدیل میشه
که تو
نباشی ...

برچسب: نویسنده: فاطمه رستگار تاريخ: جمعه 6 اسفند 1395 ساعت: 16:44

مردانی بی ادعا
این چند روز سوختند
تا دیگران،نسوزند ...

برچسب: نویسنده: فاطمه رستگار تاريخ: جمعه 6 اسفند 1395 ساعت: 16:44

نمی شود که نمی شود!
مگر می شود او را ندید وقتی همه جا از او پر شده؟
اصلا من خود را به نخواستن بزنم ...
چشم هایم را وادار به ندیدن کنم ...
دل را چه کنم؟!
تو بگو راهی هست؟!

برچسب: نویسنده: فاطمه رستگار تاريخ: جمعه 6 اسفند 1395 ساعت: 16:44

صفحه بندی